مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
12
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
بالقلم ، رضا اللّه رضانا أهل البيت ، نصبر على بلائه ، ليوافينا أجور الصّابرين ، لن تشذّ عن رسول اللّه لحمته ، هي مجموعة لنا في حظيرة القدس ، تقرّبهم عينه وينجز لهم وعده ، فمن كان باذلا فينا مهجته وموطنا على لقاء اللّه نفسه ، فليرحل معي ، فإنّي راحل مصبحا ، إن شاء اللّه تعالى . « 1 »
--> ( 1 ) - اما عبد اللّه بن عباس وعبد اللّه بن عمر بن الخطاب به اتفاق نزد امام حسين عليه السّلام آمدند . نخستين ، عبد اللّه عمر عرض كرد : « يا أبا عبد اللّه ! تو خصمي مردم مكة را با خاندان خويش نيكو مىدانى . واجب مىكند كه از شر اين جماعت واپايى واز كيد وكين ايشان آسودهخاطر نباشى . » نيز دانستهاى كه اين جماعت با يزيد بيعت كردهاند وآخرت را به دنيا ودين را به دنيا فروختهاند . سخت مىترسم كه جانب تو را دست بازدهند وتو را پايمال هلاك ودمار سازند . وبعد از تو أهل بيت تو به ناخوشتر وجهتي گرفتار شوند ونيست وناچيز گردند . چه من از رسول خدا شنيدم كه فرمود : « فرزند من حسين كشته خواهد شد وآنان كه أو را نصرت نكنند وبه جانب أو نگران نشوند ، خداوند در روز رستاخيز ، بديشان نگران نشود . اكنون صواب چنان است كه با يزيد بيعت كنى وچنانكه در خلافت معاوية شكيبايى كردى ، با وى نيز مخالفت نكنى وشكيبا باشى تا گاهى كه خداوند أبواب فرج بگشايد وأيام فرح فراز آيد . » حسين عليه السّلام فرمود : « يا أبا عبد اللّه الرحمن ! تو گمان مىكنى كه من آن كس باشم كه با يزيد دست بيعت فرا دهم وبه متابعت أو گردن فرونهم ؟ » عبد اللّه گفت : « يا أبا عبد اللّه ! من از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : « مرا چه افتاده است با يزيد بن معاوية كه فرزند من وپسر ودختر من حسين را مىكشد ؛ سوگند بدان خداى كه جان من به دست قدرت أو است . اگر فرزند من در ميان جماعتى كشته مىشود كه قادر بر نصرت أو مىباشند وجانب أو را فرو گذارند ، خداوند قاهر غالب در ميان دل وزبان ايشان بينونت افكند . » عبد اللّه عباس از اصغاى اين كلمات به هاىهاى آغاز گريستن كرد وحسين عليه السّلام نيز بگريست وگفت : « يا ابن عباس ! تو مىدانى كه من پسر دختر رسول خدايم ؟ » عرض كرد كه : « من در همهء عالم جز تو كسى را پسر دختر رسول خدا نمىدانم ونصرت تو بر ذمت اين أمت چنان فرض است كه نماز وزكات . » فرمود : « يا ابن عباس ! چه گويى در حق جماعتى كه پسر دختر پيغمبر را از وطن ومأمن وخانه ومولد ومنشأ اخراج كنند وبه زيارة قبر پيغمبر ومجاورت آن مرقد مطهر نگذارند وأو را چندان بيم قتل دهند كه در هيچ محل ومسكن ، مأمن نتواند گرفت وبىجرم وجريرت ، قتل أو را بر ذمت فرض شمرده باشند . » ابن عباس گفت : « در حق اينچنين مردم چه گويم ؟ جز اينكه گويم به خداى كافر شدند واز رسول روى بركاشتند . » -